همرزم حسین(ع) در حرم حسین(ع): روایتِ جهادِ همیشگی
متن بازنویس شده:
به گزارش اختصاصی تسنیم، احسان صالحی، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت شهید رئیسی، در مطلبی به بازتابی از منابر و فضاهای فکری امام خامنهای میپردازد. سال 1351 شمسی و دهه نخست محرم بود که یک روحانی جوان از مشهد تصمیم میگرفت ده روز درباره امامت صحبت کند. منبر او برخلاف رویههای معمول، با ضربآهنگی تند و صریح میکوبید بر رسوبهای ذهنی نادرست و با فائق آمدن بر آنها، معارف تازهای را گام به گام در ذهن مخاطب مینشاند. خامنهای در این دهه ابعاد نظریه امامت را بهگونهای روشن و منسجم مطرح کرد که امروز نیز با گذشت بیش از پنج دهه، کلام او همچنان پویا و راهگشا است.
او در این مجموعه، میکوشد تا افکنیهای نادرست درباره سیره اهل بیت را کنار بزند؛ تبلیغ میکند که برخی روایات، امامان را به شکل انزواگری یا تابعِ مطلقِ مقتدرانی بیرونی نشان میدهد، اما حقیقت تاریخیِ دوران پس از عاشورا، از جمله بازداشت، تبعید و قتل ائمه، نشان میدهد که آنان مسیرهای پرتنشی از مقاومت و هدایت را با هدف حفظ حقیقت دین دنبال میکردند. بر این پایه، جهانبینی خامنهای از «همرزم حسین» شکل میگیرد: ائمه پس از حسین نیز جهاد را ادامه دادند و هر امام در عصر خود دو وظیفه بنیادی داشت—اول جلوگیری از تحریف دین و مبارزه با ارتجاع در حوزه فکر و عقیده، و دوم ساخت تشکیلات سیاسی، تبلیغی و گاهِ بهکارگیریِ قدرت برای پیادهسازی حکومت و اداره جامعه بر پایه الگوی اسلام.
در مسیر این تحلیلها، روشن میشود که برخی روایات به گونهای ارائه میشوند که امامان را سرد و منزوی نشان دهند؛ اما با استناد به سیره و روایات معتبر و همچنین حقایقِ غیرقابل انکار، خامنهای نظریه خود را استوارتر میکند: همرزم حسین را ادامهدهندهٔ جهاد است و هر امام پس از حسین، در قالبِ تاریخِ خویش دو مأموریت را اجرا میکند.
از نگاه او، تعریفِ جهاد به گونهای دیگر بازتعریف میشود. جهاد، نه صرفاً هر کوششی در راه خدا، بلکه مقابله با هدف دشمن است. او صراحتاً از این منظر به جهاد تبیین نیز نگاه میکند، اما توضیح میدهد که جهاد به معنای یافتن نقطه آسیب دشمن و مقابله با آن است، نه فقط گسترش روایتِ خوبِ حقیقت. این مجموعهٔ گفتارها اکنون به صورت مجلدی درآمده و جهانبینی خامنهای درباره امامت و اسلام اجتماعی را بهعنوان اسلامِ مبارزه و جهاد به خواننده عرضه میکند.
امشب که پیکر مطهّر او به حرم حضرت سیدالشهدا رسید و پس از سالها فراق در آغوش آن امام جای گرفت، میتوان بهروشنی گفت که شهادت او نیز در مسیر جهاد و عمل راویتی بود از جهادِ خدا. او با باورِ «زندگی، عقیده و جهاد است» برای این راه گام زد و تاریخ شاهد است که زندگیاش پر از مبارزه بود. این روح بیقرارِ جهادگونه در روایتِ شهادت، در تشییع و وداع هم روایتِ جهادی شد: حضور میلیونی مردم در تشییع نجف و کربلا در گرمای شدید، با شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، درست همان تصویری است که او در پایانِ مسیر خود میخواست. بهگونهای که گویی این صحنهها از جانبِ او طراحی و کارگردانی میشود.
همرزم حسین اکنون در آغوشِ ارباب است و پرچمِ این قبیلهٔ نورانی را مردمی که امروز از دیروز به سمتِ جهاد گام برداشتهاند، به دوش میگیرند. کشور و ملتی با ارادهای فراتر از پیش، اکنون در ۹ اسفند، با صفِ همرزمان حسین علیهالسلام، گامهای استوارتر و مسیرهای طولانیتری را برای ادامهٔ جهاد ترسیم میکند.

بدون دیدگاه