اولین باری که سراغ شاخص داوجونز رفتم بیشتر از روی کنجکاوی بود تا برنامه جدی برای معامله. توی پلتفرم لایت فایننس نمادش را میدیدم اما دقیقا نمیدانستم پشت این عدد متغیر چه چیزی قرار دارد و چطور باید آن را بخوانم. سوال اصلی من همین بود که منظورازنماد داوجونز در لایت فایننس چیست و آیا اصلا برای یک معامله گر عادی مثل من قابل استفاده است یا فقط یک عدد بزرگ در لیست نمادها است.
کم کم با سر و کله زدن با چارت، خواندن توضیحات تحلیلی و مقایسه رفتار این شاخص با حرکت بازارهای دیگر، دیدم که اگر مفهوم آن روشن شود، میتواند به عنوان یک دماسنج کلی برای اقتصاد سهام امریکا و فضای ریسک جهانی به درد بخورد. در این نوشته سعی میکنم بر اساس تجربه شخصی خودم توضیح بدهم که این نماد چه معنایی دارد، چطور روی چارت دیده میشود و حین کار کردن با آن باید حواسمان به چه چیزهایی باشد.
نماد داوجونز در لایت فایننس
اگر بخواهم ساده بگویم، نماد داوجونز در واقع نماینده شاخص قدیمی و شناخته شده سهام امریکا است که میانگین قیمت تعدادی از شرکتهای بزرگ را نشان میدهد. این یعنی وقتی شما روی این نماد در لایت فایننس چارت را باز میکنید، مستقیما سهام یک شرکت را نمیبینید، بلکه یک سبد محدود از شرکتهای بزرگ را به شکل یک عدد واحد دنبال میکنید.
برای من به عنوان کسی که بیشتر روی جفت ارزها کار میکرد، اولین نکته این بود که رفتار داوجونز را به عنوان یک شاخص کلی ریسک در نظر بگیرم، نه به عنوان یک سهم برای نوسان گیری کور. مثلا روزهایی که این شاخص به شدت منفی میشود معمولا فضا به سمت ترس میرود و این روی جفت ارزهایی مثل دلار ین یا حتی روی طلا هم خودش را نشان میدهد. این همبستگی مستقیم و غیر مستقیم چیزی است که بعد از چند ماه رصد کردن چارت به مرور برایم جا افتاد.
خود نماد داوجونز در پلتفرم به شکل قرارداد مابه التفاوت نمایش داده میشود، یعنی شما با خود شاخص اصلی سروکار ندارید، بلکه قیمت مشتق شده آن را در قالب نماد معاملاتی میبینید. این برای من دو پیام داشت: اول اینکه نوسان آن میتواند در بعضی ساعتهای روز شدید باشد و مدیریت حجم اهمیت پیدا میکند، دوم اینکه خبرهای مربوط به شرکتهای بزرگ و تصمیم های اقتصادی امریکا میتواند به طور غیرمستقیم روی این نماد اثر بگذارد.
چطور منطق حرکت نماد داوجونز را روی چارت فهمیدم
برای اینکه از حالت حدس و گمان بیرون بیایم، چند هفته فقط رفتار این نماد را تماشا کردم، بدون اینکه معامله ای باز کنم. چند نکته مهم در این دوره مشاهده برایم روشن شد که درک اینکه منظورازنماد داوجونز در لایت فایننس چیست را عینی تر کرد.
اول اینکه این شاخص به شدت به ساعتهای اصلی بازار امریکا حساس است. قبل از باز شدن بازار سهام امریکا معمولا حجم و نوسان آن کمتر است و درست قبل و بعد از بازگشایی، کندلها پر انرژی تر میشوند. این موضوع را وقتی کنار تقویم اقتصادی گذاشتم دیدم که همزمان با خبرهای مهم مثل نرخ بهره یا آمار اشتغال، کندلهای داوجونز کشیده تر و پر سایه تر میشوند.
دوم اینکه خطوط حمایت و مقاومت در تایم فریم های بالاتر، مخصوصا چهار ساعته و روزانه، نقش مهمی در برگشت یا ادامه حرکت شاخص دارند. مثلا چند بار دیده ام که بعد از نزدیک شدن به سقفهای قبلی، قیمت برای مدتی درجا میزند و واکنش نشان میدهد. اینها چیزهایی است که روی چارت به چشم می آید و ربطی به فرمول پیچیده ندارد.
سوم اینکه حرکت داوجونز را وقتی کنار رفتار جفت ارزهای اصلی قرار میدهم، گاهی همزمانی های جالبی دیده میشود. در فضای آرام و رو به رشد این شاخص، معمولا جفت ارزهایی که وابسته به ریسک هستند هم تنفس راحت تری دارند و در فضای ریزش شدید شاخص، تمایل به پناه آوردن به دارایی های به اصطلاح امن تر بیشتر دیده میشود. این هماهنگی همیشه یکسان نیست اما آنقدر تکرار میشود که بتوان روی آن به عنوان یک نشانه جانبی حساب کرد.
چند نکته کاربردی از تجربه شخصی کار با نماد داوجونز
در طول مدتی که چارت این نماد را زیر نظر داشتم، چند نکته عملی برایم مهم شد که در مدیریت ریسک و فهم بهتر حرکت آن کمک کرد. این موارد بیشتر حاصل آزمون و خطا و ثبت رفتار بازار در دفترچه معاملاتی خودم است.
نکته اول این است که داوجونز به خبرهای ناگهانی حساس است. روزهایی که خبر مهم برنامه ریزی شده در تقویم وجود دارد، مثل تصمیم نرخ بهره امریکا، بهتر است قبل از انتشار خبر، اگر تجربه کافی نداریم، درگیر نوسان های سریع این نماد نشویم. بارها دیده ام که در چند ثانیه چند صد واحد جابجا میشود و این برای حجمهای سنگین میتواند آزاردهنده باشد.
نکته دوم مربوط به تایم فریم است. در تایم های خیلی پایین، مثلا یک دقیقه، نویز زیادی دیده میشود و برای کسی که تازه میخواهد با منطق حرکت این شاخص آشنا شود، نگاه کردن به تایم فریم های بالاتر مثل یک ساعته و چهار ساعته تصویر واضح تری میدهد. وقتی خط روند و محدوده های قیمتی را در تایم بالاتر مشخص میکنم، ورود و خروج احتمالی برایم منطقی تر میشود.
نکته سوم این است که نباید داوجونز را تنها منبع تصمیم گیری در مورد کل بازار در نظر گرفت. این شاخص بخش محدودی از شرکتها را پوشش میدهد و هرچند نمادی از حال و هوای کلی بازار سهام امریکا محسوب میشود، اما همیشه نماینده همه چیز نیست. برای همین معمولا آن را کنار شاخص های دیگری که در اخبار مالی مطرح میشود در ذهنم قرار میدهم، حتی اگر همه آنها روی پلتفرم معاملاتی من وجود نداشته باشند.
برای آشنایی اولیه با مفهوم این نماد و اینکه روی پلتفرم چطور نمایش داده میشود، توضیحاتی که در صفحه آموزشی مربوط به داو جونز در لایت فایننس آورده شده، به من کمک کرد تا حداقل بدانم عددی که روی صفحه میبینم حاصل چه چیزی است و قرار است چه نوع رفتاری داشته باشد. این آشنایی ابتدایی باعث شد وقتی چارت را باز میکنم، فقط با یک نمودار بی نام و نشان طرف نباشم.
جمع بندی
وقتی از خودم میپرسم منظورازنماد داوجونز در لایت فایننس چیست، الان جوابم با چند سال قبل فرق کرده است. قبلا آن را فقط یک شاخص ناشناخته میدیدم که عددش بالا و پایین میشود، الان آن را به عنوان تصویری فشرده از حال و هوای گروهی از شرکتهای بزرگ امریکایی میشناسم که میتواند درک من از فضای ریسک و جریان سرمایه را کمی کامل تر کند.
تجربه من نشان داده که این نماد نه ابزاری جادویی برای گرفتن سیگنال قطعی است و نه عددی بی فایده که باید نادیده گرفته شود. اگر کسی حوصله مشاهده، ثبت و مقایسه رفتار آن با بقیه دارایی ها را داشته باشد، به مرور میتواند از آن به عنوان یک قطعه از پازل بازار استفاده کند. البته همیشه با این یادآوری که شاخص ها هم میتوانند دچار نوسان های غیرمنتظره شوند و مدیریت ریسک نباید فدای هیجان عددهای بزرگ روی صفحه شود.
در نهایت برای من، آشنایی با نماد داوجونز بیشتر یک مسیر یادگیری بوده تا ابزاری برای تصمیم فوری. هرچه بیشتر رفتار آن را زیر نظر گرفته ام، ارتباطش با جریان خبرها، ساعتهای معاملاتی و تغییر احساس بازار برایم روشن تر شده است. این شناخت نسبی کمک کرده وقتی به چارت نگاه میکنم، تصویر کلی تری از وضعیت ریسک جهانی داشته باشم، حتی اگر در آن لحظه هیچ معامله ای روی این نماد نداشته باشم.
نکته ای که همیشه در ذهن خودم نگه میدارم این است که هر نمادی در پلتفرم، از جمله داوجونز، فقط یک ابزار است و نتیجه نهایی بیشتر به شیوه استفاده، درک شخصی از بازار و توانایی کنترل تصمیم های هیجانی برمیگردد تا به خود نماد. با این نگاه، کار کردن با شاخص ها برایم تبدیل به بخشی از فرآیند شناخت بازار شده، نه منبع توقع خاصی از نتیجه مالی.
یادداشت کوتاه نویسنده
من این متن را از زاویه کسی نوشتم که چند سال است با چارتها زندگی میکند و بخش زیادی از وقت روزانه اش صرف نگاه کردن به کندل ها و دنبال کردن خبرها میشود. ادعایی درباره پیش بینی آینده یا ارائه توصیه قطعی ندارم، فقط سعی کردم تجربه واقعی خودم از آشنا شدن با نماد داوجونز در لایت فایننس و استفاده تحلیلی از آن را منتقل کنم تا شاید برای کسی که تازه با این شاخص برخورد کرده، تصویر روشن تری بسازد. هرکس بهتر است بر اساس شرایط شخصی، درجه تحمل ریسک و وقت آزادی که برای یادگیری دارد، مسیر خودش را در برخورد با این نماد مشخص کند.